ذبيح الله صفا
860
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و عارفان ما از ديرباز در اثرهاى خود تكرار نمودهاند ، مانند قطع علاقهها براى رسيدن بمرحلهء تهذيب نفسانى و كمال انسانى ، جلوهء هستى مطلق در عالم وجود و يگانگى هستى ، وحدت يا اتحاد عشق و عاشق و معشوق و ازينگونه سخنان . ضبط درست سال وفات سحابى 1010 ه ( سنهء عشر و الف ) است كه در نجف اتفاق افتاد و اينكه بعضى آن را كمتر ( 1001 در عرفات ) و يا زيادتر از آن ( 1201 در مجمع الفصحاء ) نوشتهاند باطل به نظر مىرسد . از كليات سحابى نسخههاى متعدد در دستست . بخش اول ازين كليات رسالهييست بنام عروة الوثقى مركب از نظم و نثر كه در آنها بآيههايى از قرآن استشهاد شده است . سحابى اين رسالهء كوتاه را به چهار بخش كرده و دربارهء آن گفته است : اين نامه كه ربط فرع و اصلش كرديم * هرچند كه فصل بود وصلش كرديم چون سير سپهر معنوى بود بر او * همچون گيتى چهار فصلش كرديم و اينست عنوانهاى چهار فصل مذكور : 1 ) در بىبصريست 2 ) در الهامست و آن هم در بصارت تمامست 3 ) در شراب و كيفيت ظهور اوست 4 ) در رجعت به الله تبارك و تعالى ؛ و نويسنده آن را بدين گمان نوشت كه « طالبان صادق . . . دست در آن زده برآيند يعنى از كفر مجازى بايمان حقيقى گرايند » ولى اين رساله از حيث مقالات عرفانى ارزش تازهيى ندارد . باقى كليات شعرهاى شاعرست كه به دو قسمت مىشود : 1 ) ديوان غزلها شامل 2800 ( دوهزار و هشتصد ) بيت و 2 ) مجموعهء رباعيات شامل عدهء زيادى ترانهاى عارفانهء متوسط كه عدد آنها را در پارهيى از مأخذهاى مذكور در همين گفتار ششهزار و در برخى ديگر دوازدههزار ، و بيستهزار ، و تا پنجاههزار و هفتادهزار ( ! ) ذكر كردهاند و گويا اين افزايش روزافزون نتيجهء تصرفات ناسخان باشد چه در ميان رباعيهاى او ترانهاى بسيار معروفيست كه بعضى از آنها را بخيام هم نسبت مىدهند . محمد قدرة الله گوپاموى هندى در اين باره مىنويسد « گويند هفتادهزار رباعى گفته بود من جمله قريب